مرتضى مطهرى
72
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عروض صورت ثانى است و « استكمال » به آن است كه متكون منه كمالى براى او پيدا شود بدون اينكه چيزى از او زايل گردد . نوع سومى داريم كه « كون شىء من شىء » است و در عين حال نه زوال صورتى است و نه كمال ، مثل همان جهل مركب . پس منحصر به دو قسم نيست . ايراد ديگر گفتيم كه تكوّن عنصرى از عنصر ديگر را « استحاله » مىگويند و آنجا كه مركّبى به سوى كمال رود [ اين امر را ] « استكمال » مىنامند ، مثل رفتن صبى به سوى رجوليت يا رفتن منى به سوى رجوليت ؛ و گفتيم كه نوع ديگرى داريم كه استحاله است و نه استكمال و آن وقتى است كه چند عنصر جمع مىشوند و بر يكديگر تأثير و تأثر مىكنند و بعد مزاجى پيدا مىشود ، بعد از اينكه مزاج پيدا شد آمادگى براى پيدايش يك صورت مركب حاصل مىگردد كه اين مركب جزء هيچيك از دو قسم ذكر شده نيست . استحاله نيست زيرا صور عناصر زايل نشدهاند . استكمال نيست زيرا يك شئ نيست كه به سوى كمال رفته باشد ؛ چند شئ جمع شدهاند و در يكديگر اثر گذاشتهاند و مزاجى پيدا شده و بعد آن صورت جديد عارض آن مزاج گرديده است ، كه مىشود كون شئ من مزاج ، بدون اينكه استحاله يا استكمال صادق باشد : و أيضاً فإن العناصر تتكوّن منها الكائنات فتكون مستحيلة عند الامتزاج غير فاسدة فى صورها الذاتية على ما علمت فيكون المزاج غير كائن فيها لزوال ضد المزاج بل عدمه فقط ، فيكون هذا القسم ليس هو من القسم الذى مثّل له بكون الهواء من الماء و ذلك لأنّ العناصر لا تفسد فى أنواعها عند المزاج بل تستحيل ، و لا منالقسم الذى مثل له بكون الرجل منالصبى ، لأنه كان لاينعكس ، فلا يكون الصبى بفساد الرجل ، و ههنا ينعكس فيكون من الممتزج شىء عنه امتزج بعد فساد المزاج . [ كائنات از عناصر بهوجود مىآيند و عناصر استحاله مىشوند ] بدون اينكه صورت آنها فاسد و زايل شود و [ مزاج حاصل از تركيب ] نبود و بعد پيدا شد نه اينكه ضد اين مزاج بود و زايل شد و بعد اين مزاج پيدا شد . [ و اين قسم مانند « كون الهواء